شیشه خیس

رنج بیداری
نویسنده : Cloudy man - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩
 

یکی از دوستانم سالها پیش می گفت " بزرگترین تفریح من خوابیدنه ای کاش میتونستم بیشتر از این بخوابم "

چشاش همیشه پف داشت. و کمتر حرف می زد اسمشو گذاشته بودیم شلمان.

همیشه از خودم می پرسیدم چطوری یه نفر می تونه اینقدر شیفته خوابیدن باشه. زندگیش پس چی میشه مگه میشه اینقدر عاشق خوابیدن بود؟...

حالا بعد از چند سال مدتیه که آرزوم این شده بیشتر بخوابم , تا سرمو میذارم رو بالش خوابم ببره و تا لنگ ظهر و یا بعد از ظهر بخوابم... خواب خیلی نعمت خوبیه چرا من اینقدر دیر اینو فهمیدم...

وقتی کاری از دستت بر نمی آد و این تقدیر که حکم می کنه به نابودی آرزو هات...

خواب چه لذتی داره رفیق